چشم زخم
چشم زخم
چشم زخم از دور ایام چون طلسم است در جهان
دور باید چون بدارد هر چه بد هست دیدگان
چشم بدچون مانده دور از ما و فرزندانمان
ما بمانیم تندرست ، آسوده در جسم و روان
در بسی فرهنگها گه آشکار است گه نهان
چشم زخمی بر کف دستی نمایان و نشان
گه دعایی مینوشتند روی آن بر زندگان
گه به یاد مردگان و یادگار از رفتگان
ریشه اش گویند فنیقی بوده و کنعانیان
دست تانیت چون نگهبان شد به آنان آن زمان
هندی و بودایی و در خاور دور هم از آن
بعد از آن در دین موسا شد نشان از آسمان
چشم زخم دست ابوالفضل است میان شیعیان
گرچه دست فاطمه گویند دگر اسلامیان
ریشه های باور ما نیستند صاف و عیان
گرچه دارند بس اثر بر دین و فرهنگ و زبان
گر بدنبال نشان هستیم ز یک رنگین کمان
ریشه ها باید بجوییم هر کجا ما بی گمان
چشم زخم یا خمسه یا دست هر چه باشد این میان
کی طلسم بر چشم بد هست گر که ما بر جایمان
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) اسفند ۱۳۹۰




Comments