گول مزن
- laksariamir
- Jun 14, 2020
- 1 min read
گول مزن
ترفند رها کن و تو خود گول مزن
دم از نفس رستم و هرکول مزن
ساکت چو نشسته گشته ظالم چون غول
حرفی تو ز دیو و دد و از غول مزن
پر شد ز عزاداری و بیکاری و فقر
حرفی تو ز دارایی و از پول مزن
حرفی تو مزن که دردت از من بیش است
حرفی ز دوا، دکتر و آمپول مزن
با من تو مگو ز مذهب و ایمانت
حرفی تو ز درویش و ز کشکول مزن
گردی چو تماشاگر این ظلم و ستم
حرفی به من از قاتل و مقتول مزن
اندیشه تو با من اگر نیست یکی
آتش به همه حاصل و محصول مزن
مقصود تو گر نیست نبرد و پیکار
حرفی ز بهانه های معمول مزن
با من تو سخن مگو ز اصلاح پلید
حرفی تو از اندیشه معقول مزن
در راه رهایی تو مرا گول مزن
بنشسته به جا دم تو ز هرکول مزن
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) تیر ماه ۱۳۹۱



Comments