یوسف رشیدی
- laksariamir
- Jun 4, 2020
- 1 min read
یوسف رشیدی
شجاعت
میان ظلمت تاریک دیوان
رشیدی شد به پا همچون دلیران
به دستش لوحه ای وان کرده عریان
حقیقت از دل مردم در ایران
ز فریادش بلرزید جان دزدان
چو شد سردسته افشا از خبیثان
شجاع بود و دلیر از راد مردان
فتادش گرچه در چاه و به زندان
به جانش چون فتاده تیغ داران
صد افسوس بسته چشمانش چو یزدان
شجاعت کرده میهن پر ز ایمان
حقیقی تر از او کی بوده انسان
به پا شد بر علیهه راه شیطان
به پا شد تا به یاد آریم ز وجدان
به پا شد تا نمانیم ما هراسان
رود عمری به خفت ما پشیمان
دلم خواهد که بینم خلق ایران
شود یارش کنون از سینه و جان
بساط ظلم و غم یکباره ویران
به زیر خاک و ما رویش چو سیمان
ا.ه .ل -ایرانی (اهلی) به یاد یوسف رشیدی
بهار ۱۳۸۹



Comments