قلبی شرور
آنکه میآرد به میدان هر کجا تهدید و زور قاصدی از مکتب جهل است و خالی از شعور گرچه خود آزاده میداند، دلاور یا جسور جز تباهی ارمغانی نیست از...
Amir Laki (AHLI)

آنکه میآرد به میدان هر کجا تهدید و زور قاصدی از مکتب جهل است و خالی از شعور گرچه خود آزاده میداند، دلاور یا جسور جز تباهی ارمغانی نیست از...
اینجا که تن حیله گر عمامه, عبا هست هر جا ز سیاهی به تنی رخت عزا هست اینجا که ستمکاره پر از ناز و ادا هست هر کودک آزرده و آواره فدا هست...
تا ریشه به جا هست و دولت ز خدا هست آزار به زحمتکش و آزاده روا هست تا جهل و ریا هست چه امید و دوا هست صد سال دگر بگذرد این ظلم به جا هست...
کاش میشد خاطرات درد خود از یاد برد خاطرات خوش به یاد آورد وهرگزغم نخورد گر به دنیا آمدیم آزاد و شد بندی به پا کاش میشد رفت از این دنیا...
رفته این دم گرچه بر تن نیست رختی از عزا یادگارش زندگانی بود به مردم هر کجا کی توان از یاد بردن نام نلسون مندلا صلح و آزادی و انسان بودن...
هر آنکه دلی بسته به تکثیر کتاب باید که کنون بشنود از نام سحاب از اطلس و جغرافی و از صنعت چاپ بسیار به جا مانده از او در دل قاب اهلی...
١٢ آذر روز جهانی معلولین شاد باد امکان و وسایل اگر اینجاست مهیا اینگونه که معلول و بر کول نبودیم ایکاش شویم علت این زندگی خویش چون انگل و...
کی رسد پیروزی بر ناروا از آسمان کی شود از ریشه اصلاح درد و رنج مردمان کی رسد آزادی بر ما از خدایان ناگهان گر که خود سازیم خدایان را چه...
دردم گرفت از درد تو ، از مرگ فرزندان تو قلبم شکست از فقر تو ، از سفره بی نان تو خواهم که تا ویران کنیم ، زندان من زندان تو تا گشته آزاد...
هر طرف جنگ است و ویرانی و پر شد مرگ و میر هر طرف انسانیت گم شد و انسانها اسیر هر کجا در جستجوی لقمه ای نان و پنیر عاقبت آورده ایم بر سفره...
من غمینم ، چون صدای ناله و شیون رسید گرچه اینبار این صدا از خارج از میهن رسید گم شد اینجا آدمیت، در سیاهی های شهر داغ نادانی و نفرت بر در...
این خشونت که تو گویی ز شرف هست وغرورت همه خودخواهی و خشم است و جهالت و خصومت همه ناشی شده از تیرگی ذات شرورت چونکه این دولت و دین داده...
ز درد و رنج زحمتکش ، سیاست پیشه کی داند اگرچه هر زمان هر جا ، سرود همرهی خواند ستمگر جا به جا سازد ، و جان مردمان بازد و اینسان عامل این...
گشته ایم پروانه ما رنگین تر از رنگین کمان تا بیاریم مهر و امید هر کجا در این جهان تا که برپا هر کجا آزاده هستند مردمان تا برقصند هر کجا...
شاید شوم رنگین کمان ، بر آسمان جان تو شاید شوم ابری سیه ، بر دیده گریان تو شاید روم من راه خود ، یا با تو هم پیمان تو شاید شوم خود درد تو...
خواهم که تا نوری شوی ، بر ساحل چشمان من خواهم شوی رنگین کمان ، بر دیده گریان من خواهم بری از سینه ام ، این وحشت پنهان من خواهم که با مهر...
زیر خاک هر گلی زحمتکشی خوابیده است خون کار و کوشش و جانش بر آن پاشیده است صد اسف گر سفره اش را ظالمی چاپیده است گر به نام آسمان قدرت از...
تا دولت و دین گشته در این معرکه ادغام با نام خدا هست که رسد چوبه اعدام تا مردم ما مانده جدا در دل سرسام بر ما نرسد بهتر از این عدل و...
آنجا که فقیهان شده اند قاضی احکام گردیده نصیب کودکان بازی اعدام از جهل و طمع دولت و دین گشته چو ادغام کی بوده امیدی به سرافرازی ایام اهلی...
از پدر در آسمان پرسم چرا خوابیده است مادر غمها چرا دردی دگر زاییده است کودک تنها که بنشست در سیاهی ها و درد پس گناهش چیست که رنگ زندگی...