رضا حیدر پور
ستار چو کشته شد بدست مزدور آورده خبر به مردمان حیدرپور برجای نمانده کرده خود را معذور آزاده فتاده گرچه خود هم در تور اهلی رضا حیدر پور،...
Amir Laki (AHLI)

ستار چو کشته شد بدست مزدور آورده خبر به مردمان حیدرپور برجای نمانده کرده خود را معذور آزاده فتاده گرچه خود هم در تور اهلی رضا حیدر پور،...
گرچه این ظلم و تباهی جان و دلها بشکند آه و افسوس هم که خشکید، جا برای آه نیست گرچه بسیار است سخن ها ، وقت بر پا بودن است قصه من از ستمها،...
نسل انسان را سیاهی همچنان اعدام نیست لایق نسل بشر ، این مرگ و این سرسام نیست از سیاهی گرچه بسیار است در تاریخمان تلختر از کشتن آن مردم...
بار دیگر میهن من کرده تن رخت عزا بار دیگر بوی مرگ یک دلیر است در هوا من نمیدانم چرا در میهن من هر کجا زندگانی پر ز درد است گرچه نایاب است...
من ز سنگ آموختم پرواز را از زمین آموختم هر راز را من ز د رد آموختم آواز را من ز عشق آموختم آغاز را اهلی
در این کشور که هر کس دم زد از آزادی و حق رود هر کس به راه خود و دیگر هم زبان نیست در این کشور که هست میهن پرستی مهر و آیین پر از عاشق ولی...
آمد خبری خوش و دمی شاد شدیم ویرانه درد و یک دم آباد شدیم افسوس اگر که بند پا مان برجاست ایکاش رسد خبر که آزاد شدیم اهلی بیادم آورید ای...
بیادم آورید ای مردمان پاک ایران برون یک دم ز بندم گرچه برجا مانده زندان بیادم آورید همراه با دیگر دلیران که برپاییم که تا یابیم به درد...
قربان کردیم زنان برای مردان قربان کردیم به زیر پای سلطان خود خواهی و دیوانگی است و عصیان کردیم فدا چو هر چه هست در قربان اهلی
بنگر تو به او اگر که یک انسانی هم میهن توست نوید و یک ایرانی از دولت زور چه شد به کس ارزانی تا بهتر از آن رسیده بر خانجانی اهلی وضعیت...
وعده از پایان خرمن دادی و اصلاح بد در دل خشکیده ما قطره باران چه هست شد از آن کارگر، زحمتکش و آزاده ، مرگ پول و قدرت شد از آن ظالمان،...
زاییده مهر و اهل دلها از مهر وجود خود توانا مهر است چو میرسد ز آوا در سینه و دل همیشه مانا اهلی
اگر که هموطن هست به بند و چوب داری چرا به جا نشسته ، و مانده در خماری وگر نشسته خاموش ، به گوشه یا کناری بگو که تا بدانم ، تو از کدام...
دین و قانونی که میآرد تجاوز ارمغان کی ز انسانهاست و کی هست هدیه آزادگان تا به کی بر هر تجاوز بسته ایم ما دیدگان تا به کی در بند این جهل...
ای آسمان حسرت ، ای بازوان وحدت بشنو تو ناله هایم ، فریاد درد و آهم از من مپرس که عیدی ، در سال نو چه خواهم این دم که شد بهاران ، تنها تو...
هر دو ماشین را بشویند گرچه یک کارواش نیست شستن ماشین در ایران بر زنان پاداش نیست گرچه یک کار است , برای دیده عیاش نیست پول نان هست گر به...
دلداده به اندیشه و اهل سخن هستم شد لحظه شادی و جدا از بدن هستم در این ره آزادگی ، مهر است چو پناهم دلداده به مهر، عاشق عاشق شدن هستم با...
این دم که رسیده سال نو در ایران آزاده به خاطر آورد از یاران در بند و به خاک و خون بسی گر هستند مهر است که بارد از آن همچون باران اهلی
آن دم که تیغ شرخر ، قانون شود به کشور آن دم که قاتلی را ، داریم به جای رهبر کی در شگفت بمانیم ، از دین و مکتب خویش هر گوشه در کمین هست ،...
روز نو آمد که تا برپا و بی پروا به پیش سرنوشت ما و میهن بار دیگر دست خویش حق رسد یکسان به مردم تا رها از هر چه نیش مردم آزاد ، میهن آباد...