بدون اجرت ماهانه
از چه هر ملای دین بر سفره ای شاهانه است از چه زحمتکش بدون اجرت ماهانه است از چه او آزرده و آواره و بیخانه است از چه دنبال سبد یا در پی...
Amir Laki (AHLI)

از چه هر ملای دین بر سفره ای شاهانه است از چه زحمتکش بدون اجرت ماهانه است از چه او آزرده و آواره و بیخانه است از چه دنبال سبد یا در پی...
دوستی برایم این عکس را فرستاد, در مورد خانمی که در آشپزخانه پیامی برای همسرش گذاشت که هر شب به بهانه ای دیر به خانه میآمد.... ای شوهر...
در تماشا ما به تحسین بار دیگر زندگانی ، گشته زیبا گشته شیرین پر کشید آزاده هر سو ,تا رها از بند چرکین خسته از عمق تباهی ، خسته از آن داغ...
کی همراه آزاده دیگری چو جان داد در راه فریاد شد اشک دیدگان با هر آه از راست و چپ ز هر طرف اردوگاه گم شد ره آزادگی در این بنگاه سرگرم...
منم نسرین منم نسرین ، منم نسرین ، اگر پرسی کجایم منم غمگین ، منم غمگین ، که نشنیدی صدایم و صد نفرین ، اگر حاشا ، کند کس ناله هایم که بی...
فصل خریت یکی خر شد ، یکی خر کرد ، یکی گیر خر افتاد در این فصل خریت ، عمر مردم رفته بر باد اگر خر شد و میداند و از آن گشته دلشاد رهایی...
پاینده باد ایران ---------------- چون مهرگان سپر شد، آن ماه داد خواهان همچون نسیم بستان ، از ره رسیده آبان کوروش و نام پاکش ، شد شاه...
ایران زمین در ایران به پا خاست یک پادشاه که بود مقتدر , نیکدل , دادخواه خردمند بود و بس اندیشمند شدند مردم از آن خرد بهرمند چو ایران فلات...
مکتب سیروس آزادگی ، آیین وطن بود چو از مکتب سیروس باید که رها گشته از این دست تجاوزگر ناموس هر سو به صدا آمده این لحظه اگر ناله ناقوس در...
منشور بسی آزادگان در این وطن ، گمنام و مشهور بسی گویند سخن از هر چه تاریخ است و منشور بسی گردیده در بند و به زیر تیغ مزدور صد افسوس چونکه...
اگر روزی دل و جان تو بشکست در عمق ناامیدی ها و بن بست به یاد آور که هستم در کنارت به یاد آور که مهرت در دلم هست اهلی...
درویش هر دم بزند مار ولایت به کسی نیش این لحظه رسید مار زمان خانه درویش مردم همه در رنج و عذابند و دوا نیست خالی شده دلها ز امید پر شده...
قربان قربان کردن کجاست رهی از انسان کی هست روا, کنیم کسی را قربان قربان کردیم زنان برای مردان قربان کردیم به زیر پای سلطان خود خواهی و...
شسته دستت از گناه کی توان بردن ز یاد از رنج و درد آن نگاه گر تو قربان کرده با خونش بشوری هر گناه کی توان بردن ز یاد از هر چه فریاد است و...
من اولین ز زنها ، به دام نفرت و کین ز ماه پاک خرداد ، ز حیله های ننگین تو دست ما گرفتی ، به یاری و به تحسین به ما رسیده نوبت ، که بوده...