top of page

Amir Laki (AHLI)

Home: Welcome
Search

نمانده جای شادی

نمانده جای شادی ، در این سرای دیرین که گشته زخم دوران ، دوباره باز و چرکین و هر طرف پر از درد ، و چهره های غمگین و دیدگان به در هست ، ز...

انسانیت قربانی

این نه از مهر است نه پاکی بوده از فکری سیاه رنگ سرخ نفرت اما شد سیاهی را گواه جهل و نادانی ز یک سو کرده جانها را تباه سوی دیگر گشته در...

مرگ از ختنه

در عجب هستم از آن آیین و دین مردمان سر بریدن را چو راه حق بدانند هر زمان چون به دین آیی برند سر ، آلتی از کودکان گر برون از دین جدا سر از...

سورنا ماکان

مزدور و اجیر به نام ایمان ، هر سو به کمین برای پاکان با تیغ سیاهی و جهالت ، افتاده چهار به جان ماکان مسموم نموده زندگانی ، ای بس شده از...

ازدواج از ما بهتران

ازدواج از ما بهتران یک طرف مردم به عمق فقر و هستند بی علاج یک طرف سرمایداران خوش به عیش و ازدواج این نشانی هست ز قانون خدا بر جاهلان از...

انیسا فناییان

با جان خود دادند به ما ، آزادگی اعدامیان ای مردمان ، آزادگان ، یاد آوریم زندانیان یاد آوریم فناییان ، در بند تار جانیان یاد آوریم فرزند...

نازنین شیرین و نسرین

نازنین شیرین و نسرین بار دیگر زندگانی ، گشته زیبا گشته شیرین پر زدند از بند چرکین ، نازنین شیرین و نسرین خسته از عمق تباهی ، خسته از آن...

نماز جمعه

نماز جمعه از نماز جمعه خیری در دیار ما نبود جز تباهی، رنج و بدبختی و نادانی ، رکود رفته بودیم تا بیابیم نور امید دیر و زود در عوض سیل آمد...

نماز جمعه سیل

از نماز جمعه خیری در دیار ما نبود گرچه آمد سیل و ای بس جان پاکان را ربود سهم ما ویرانی و مرگ بود و آتش بود و دود گرچه شد چون نیزه ای بر...

سیل و ویرانی در مازندران، بهشهر

یاد آر ز بهشهر که کنون غرق در آب است بر آن ز زمین و ز هوا رنج و عذاب است امید به اصلاح به دل ار هست سراب است بنیاد تباهیست که از پایه...

هم میهنان همدردی

هم میهنان همدردی در چهره بی عاری ، در چهره تو زردی هم میهنان همیاری ، هم میهنان همدردی در کشوری ثروتمند ، پر شد ز درد و دردمند شرم است از...

ما را چه شد ایرانیان

ما را چه شد ایرانیان آمد چو دوران سیاه ، حاکم شدند روحانیان مردم شدند از هم جدا ، ما را چه شد ایرانیان آمد حجاب ، آمد کلاه ، آمد ره...

بیخردی از ریشه جدا نیست

11 October 2012 · درمان چو شود ظاهر این درد و تباهی تا ریشه به جا هست ستمدیده رها نیست این درد جهالت و سیاهی و جدایی از بیخردی هست و از...

قسمت بود

اگر روزی دل و جان تو بشکست رسیدی ناگهان هر سو به بن بست به پیش من بیا هستم چو تردست تو را گویم که قسمت بود ، همین هست اهلی...

Home: Blog2

Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page