رفته از یاد چراست
از خود تو بپرس که رفته از یاد چراست کی برده ز یاد خود اگر شهر شماست ای هموطنم بگو که سردشت کجاست یاد آر ز مردمش و از هر چه به جاست اهلی
Amir Laki (AHLI)

از خود تو بپرس که رفته از یاد چراست کی برده ز یاد خود اگر شهر شماست ای هموطنم بگو که سردشت کجاست یاد آر ز مردمش و از هر چه به جاست اهلی
دو چشمانم به در ماند من به بالش سر نهادم و با حسرت نگه کردم چو چشمانم گشادم اگر چه هر کجا بودم و هستم مانده یادم ولی امروز در آغوشم گرفته...
از زلزله و سیل سراسیمه شدم دلخوش به فریب آسمان بیمه شدم در ریشه جهل درخت جانم خشکید در آتش آن سوخته چون هیمه شدم اهلی
حضرت آیت اله ایمانی امام جمعه فاضل و محترم شیراز:پسرهایی که زیر ابروشونو برمیدارن، از این زنهایی که اینجا نشستن پست تر هستن! در مکتب ما...
هتل اوین در این هتل ما خبری نیست ز دعوا شیرین شده لبها همه از شربت و حلوا از هم چو جدا ما نکنیم قلب عزیزان مادر پدر و همسر و کودک همه...
تا کی به پاست زنجیر، دهسال، بیست، و یا سی؟ کی میرسد خلاصی ؟ زندانی سیاسی بر ماست تا بیابیم، یک چاره اساسی آزاد باید گردد ، زندانی سیاسی...
سنگ مزن ای دیو تباهی و پلید و دلسنگ بر پیکر پاک مادرم سنگ مزن با درد سیاهی وجودت این دم آینده و هستی مرا رنگ مزن گر مکتب و مذهب تو از...
کی هست زیان به جان ز هر زیبایی این گفته کجاست نشانی از دانایی زشتی ست اگر کلید نا میرایی به تا که روم کنون و با رسوایی اهلی مضرات زنان...
از بشر یا آسمان ؟ گر که هست از آسمان هر آنچه نیک است در جهان آسمان هست موجب هر درد انسان بی گمان گر بشر هست موجب این دردهای بی کران آسمان...
سرما رسید یخ زد زمان ، چشمان چه بی شرمانه بست دیوی شد و جانم گرفت ، امید و ایمانم گسست جان کرد رها از درد و غم ، اما تنم در هم شکست دندان...
تفتان زیباست و یادگاری از دوران است نزدیک به خاش و زاهدان تفتان است آن شعله خسته گر دمی ویران است از سردی جان و روح نامردان است وز سردی...
گر که روزی زندگی بر ما نشان از خود نداد این گناه همواره از ماست گر نشستیم چون مداد آنکه خواهد میکند با زندگانی اتحاد آنکه برجا هست چه...
تیرگان سیزده تیر است و آمد تیرگان جشنی از ایران زمین از باستان در گرامیداشت تیر جاودان ای بس است افسانه ها و داستان آرد آب چون زندگانی...
هموطن این دم خبر , سیروس گرجستانی است یک هنرمند است از ایران , کی هنر نادانی است یاد ایران زادگان آورده ایران را به یاد انزلی چی بوده اما...
کی وحدت است... یک ندارد بر تنش تنپوش و غرق حسرت است از خدای این جهان پر ستم در حیرت است یک سراپایش بپوشاند و گوید عصمت است این ز فرمان...