top of page

Amir Laki (AHLI)

Home: Welcome
Search

ازسینه ام نکوچی

ای آنکه ماندگاری ازسینه ام نکوچی کی داده ای تو جان را بیهوده یا به پوچی برجاست نام پاکت ، از هر کجا که باشی کرد ترک فارس و گیلک یا لر و...

گر خدایی ساختی

گر خدایی ساختی ای بت پرست میشوی آسان ز جادویش تو مست گر بسازیم از هوا ما خانه ای میشویم بیخانمان و برشکست اهلی

آنچه میماند به جا

آنچه میماند به جا در زندگی جز نام و کردارت چه هست یادگاری گر بماند از تو جز پندار و گفتارت چه هست با تو از آزادگی و مهر گویم گر نمیدانی...

خانه ای از هوا

خانه ای از هوا بشکند دستی که در را بر تو بست بشکند قلبی که قلبت را شکست چون تو دادی جان خود در راه مهر جانت از بی مهری اش در هم گسست از...

دادگاه

دادگاه مردم آزاده و رزمندگان دادخواه گرد هم آییم بریم این جانیان را دادگاه دستشان رنگین ز خون مردمان بیگناه هر کجا کشتند و هر سو کرده...

خدای زور یا مهر

خدای زور یا مهر اگردر سینه ات داری خدایی مکن آنرا به زور در سینه هایی خدای زور کجا آرد رهایی به هر آواره و هر بی نوایی و گر دارد خدا مهر...

با هم کرده یک سو را نگاه

گه بمانیم خیره بر هم غافل از خورشید و ماه گه شویم همره و با هم کرده یک سو را نگاه گه جدا هست راه انسانها جدا چون دیدگاه هر چه هست بهتر که...

صدها درود

صدها درود من چه گویم بر تو هم میهن چو هستم من حسود من چه دارم که بگویم به جز از صدها درود از شهامت چونکه بر پا گشته با هر تار و پود از...

موج خشم

موج خشم روز میعاد آمد از ره بر همه آزادگان تا بدست خود بگیریم میهن ایرانیان لحظه لحظه مردمان ازهرطرف گرد آمدند تا بداند دولت زور، مردم ما...

تحریک مکن

تو بیا این ره آزادگی باریک مکن تو بیا محفل آزادگی تاریک مکن گر زنی دم تو ز آزادی و پیروزی ما تو بیا این همه لجبازی و تحریک مکن اهلی

قبله گاه

گه به امید بهشت و گه ز ترسی از گناه باوری سازیم و دنبالش بیافتیم ما به راه دیدگانت گر ببندی و ندانی ره ز چاه میشود سوراخ بد بویی برایت...

آسان فریفت

من نمیدانم چه شد اینگونه جانم را گسیخت باور و اندیشه من ناگهان درهم چو ریخت روح و جانم چونکه اینسان یکدگر آسان فریفت وای بر من چون دمی...

چشمانم ندید

هر طرف پرپر گلی شد گرچه چشمانم ندید هر طرف فریادی از درد کی ولی گوشم شنید پر ز دردم اینچنین انسانیت از من گریخت در سکوت من چه آسان هر طرف...

جعفر اقدامی

بیماری و فقر و اعتیاد و فحشا ، یا درد عزا و هر کجا هست دامی هر سو خبری هست ز یک زندانی یا هست خبری ز درد یک اعدامی امروز به خاطر آوریم...

انسانیت از من گریخت

انسانیت از من گریخت هر طرف پر شد ستم من بیصدا پنهان شدم گه ز شادی گه ز وحشت من چه بی وجدان شدم شرمگینم چون دمی انسانیت از من گریخت بی خبر...

Home: Blog2

Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page