لرزد زمین و سیل است
لرزد زمین و سیل است ، در یاد پاکان باشیم آمد چو فصل سرما ، فکر زمستان باشیم دولت که فکر ما نیست ، خواهد که ویران باشیم این بر من و تو هست...
Amir Laki (AHLI)

لرزد زمین و سیل است ، در یاد پاکان باشیم آمد چو فصل سرما ، فکر زمستان باشیم دولت که فکر ما نیست ، خواهد که ویران باشیم این بر من و تو هست...
مسجد شده مشهور نه از دین داران چاه اول صنعت دنیاست در آن نفت است و گاز که در دل کوهستان آلودگی اش به مردمان است تاوان اهلی...
سالها در خدمت دستان ناپاک جان فدا بوده ام من گرچه این دم راه خود کردم جدا این معمای شما هست گر که میپرسید چرا بهر خود کردم و یا میهن و یا...
--- چون میخواهم بروم مدرسه، ... گلوله جوابم هست ---- به پا شد کودکی از جان خود گر چون ملاله بنوشیم جام آزادی شویم ما هم پیاله و گر در...
رفته بالا پول آب و برق و مسکن تا هوا رفته بالا پول نان و آب و پوشاک و دوا رفته بالا خرج شادی، قیمت ارز و طلا رفته پایین مزد کار من در این...
برف میبارد و ما در دل هوایی از طراوت میکنیم ما به امید صفا و پاکی و مهر برف بازی میکنیم در هوای نفرت آلود صحبت از مهر و رفاقت میکنیم گه...
گرد و خاک خانه غم گرچه جارو میکنیم برف دلسنگی ز بام شانه پارو میکنیم ریشه درد و ستم را کی توان اصلاح کرد ریشه برجاست از چه ما صحبت ز دارو...
برف میبارد و هر سو شده سرمای شدید برف میبارد و شادم من از آن برف سپید بنشست بر سرهر شاخه و بر روی حیاط دانه دانه ، ز کجا آمد و تا خانه...
زان روز که کرد به ما حکومت شیطان هر سو مرض و درد به ما شد ارزان از یک طرف اعدام و شکنجه، زندان از یک طرف آلودگی است و سرطان اهلی حتی از...
محمد حسین نخعی در سن ٨٥ سالگی پیرمرد بهایی محکوم به سه سال زندان! عمری گذشت و من در خیال خود دیده ام همه چیز هر خوب و بد ، زیبا و زشت ،...
گفتند خدا بزرگه ، بس بوده این کلیشه کی چاره رهایی ، ملا و یا کشیشه همگامی و خرد را ، گر کرده راه و پیشه عمر سیاهی و درد ، ما بشکنیم چو...
بستی تو به گردنت اگر قلاده از بیخردیست و یا که هست از باده این سگ شدنت به زیر پای ظالم از پستی توست و یا تویی سگزاده اهلی سگهای داوطلب...
چه سپید است لحافی به سر هر چه که هست برف زیبا قلمش را چو به هر گوشه کشید نتوان دید ترک خوردگی کاشی و سقف خانه ها غرق سپیدی ست چه کهنه چه...
جیب خالی من سواری کردم اول بر شتر بعد از آنهم جهل مردم بود و من با جیب پر من شدم همراه اربابان دین و جیره خور سهم اربابان هواپیما وسهم من...
شرم است به انسانیت و آدمها شرم است نشسته با سکوت بر لبها شرم است که پر پرشوند هر سو گلها شرم است که آزاده اسیر است تنها اهلی عیسی سحرخیز...
دشت امید پر شد از گلپونه خوب و بدی نیک نامان بس و بسیارند و مانند ابدی نامهایی چون مجید، فرزاد و شیوا ، صمدی چون رضا، احسان و نسرین یا که...
سال نو آمده و ما همه غمگین شده ایم حق مردم همه جا خورده که سنگین شده ایم چه به ما میرسد این دم مگر از سال جدید ما خوش هستیم به محرم گرم...
دو چشمانم به در ماند من به بالش سر نهادم و با حسرت نگه کردم چو چشمانم گشادم اگر چه هر کجا بودم و هستم مانده یادم ولی امروز در آغوشم گرفته...
آزاده بیا من و تو دیدار کنیم یک لحظه بیا که یادی از یار کنیم از همهمه مهر و محبت شاید آن کس که به خواب رفته بیدار کنیم اهلی چه زیباست که...
غم است و درد و اندوه ، به هر کجا که بینی و هر طرف فتاده ، سری به روی سینی و هر کجا ستمگر ، نشسته در کمینی رسیده غم کنون بر ، سعید عابدینی...