گمنام زیست
این هوای پر ز درد و غم ز چیست هر کجا درد است درمان گرچه نیست غرق خون افتاده این آزاده کیست؟ زنده یاد است گرچه او گمنام زیست اهلی...
Amir Laki (AHLI)

این هوای پر ز درد و غم ز چیست هر کجا درد است درمان گرچه نیست غرق خون افتاده این آزاده کیست؟ زنده یاد است گرچه او گمنام زیست اهلی...
گذر کردیم اگر ما بس ز کوهستان و دامان چه از هفت تپه سرمایه داران ما هراسان بیا زحمتکش و آزاده با هم کرده طغیان شود کاخ ستم از ریشه و...
آغاز جوانی و به بند است پیری جویا شده بهروز چو یک تغییری دارند به پا گرچه بس زنجیری شرم است روند ز یاد بی تقصیری اهلی روزبه پیری جهت...
از این رژیم حیله گر , خبر ز یک جنایت است و داغ سینه بر پدر و مادر هدایت است اگر چه نام او بجا , همیشه از شهامت است بهای جان پاک خلق ,...
کنون سیاوش است به بند , رفیق دیروزی ما بیا نبرده تا ز یاد , اسیر نوروزی ما به جز شما که همدلید , که کرده دلسوزی ما ز اتحاد چو میرسد ,...
خواهم که با ایران خود , تنها روم در گوشه ای خواهم که درمانش شوم , تا گشته مهرم خوشه ای با خود برم گفتار نیک , کردار نیک , پندار نیک...
در عجب هستم من از , این ستم روزگار روز و شب هستیم به کار , کی شده ایم بی نیاز نیست روا ای خدا , ما به نماز و دعا حاکم و جلاد اگر , آب...
مقصد آزادگی , میرسد از اتحاد کی تو به مقصد رسی , گر که شوی یکه تاز من و تو گر ما شویم , در ره آزادگی بر غم خود همصدا , ما بشویم چاره ساز...
مصاحبه با خر.. اگر خر کرد کسی را نام آن را خوانده ارشاد رها کی گشته خر آسان ز دام و چنگ شیاد و گر افتاده باشی گیر خر از جهل اجداد چه حاصل...
در برلین ای هموطن امروز شدم بس غمگین من از خبر هموطنان در برلین درد است به جان من و دل شد خونین چون درد نشسته بر دلم بس سنگین بنشسته چو...
چه از دستت برآید یا اگر داری تو امکانی نمانیم منتظر یاران که تا گردیده بحرانی بیا ای هموطن با هم ، دهیم یاری به ایرانی بیاد آریم هر...
در راه حقوق بشری جایزه بردیم در بند به جز غصه ولی هیچ نخوردیم ای نسل بشر ما چو امید بر تو سپردیم یاد آر ز ما تا که در این دخمه نمردیم...
اگر روزی دل و جان تو بشکست در عمق ناامیدی ها و بن بست به یاد آور که هستم در کنارت به یاد آور که مهرت در دلم هست اهلی...
هر کجا قدرت به دست زورگویی بی حیا دشنه ای بر پشت انسان است و با نام خدا از سیاستهای این بازیگران بی بها هر چه گویم بس نباشد در حضور سنگ...
آرزوی من نبود تا گشته آزاد این جهان یا که بینم روی مهدی چون رسد آخر زمان آرزوی من نبود از روستایم این میان آرزو دارم نماز جمعه ای در...
اگر مهر به میهن را ، درون سینه بنهادی و گر این سینه مهرت ، به هر آزاده بگشادی اگر آزاده دل هستی ، و گر عاشق به آزادی اگر بیدار و هشیاری ،...
ظالمان در بزم عاشورا و ملت در قفس جهل باورهای دین چون پشکل اینان چون مگس لحظه ای لبخند به لب دارند و گریانند سپس اشک میریزند ولی این اشک...
سرش بلند چنان قو ، دوان دوان چو آهو به پا و سر بلند است ، همیشه همچو شاهو به جستجوی دارو ، ز هر طرف به هر سو که تا رسد رهایی ، به پا کنیم...
هر روز شکسته مادران از غم فرزند هر روز رسد خبر ز آزاده ای در بند امروز در این سرای غم نوبت اروند کرد است و نو کرده به آزادگی پیوند اهلی...
آمد خبری خوش و دمی شاد شدیم ویرانه درد و یک دم آباد شدیم افسوس اگر که بند پا مان برجاست ایکاش رسد خبر که آزاد شدیم اهلی