که سال بد شد سپری
که سال بد شد سپری به پا شویم و متحد ، که سال بد شد سپری که از سیاهی در دیار , نمانده دیگر اثری ز بستر سکوت خود ، ز لختی و بی ثمری به پا...
Amir Laki (AHLI)

که سال بد شد سپری به پا شویم و متحد ، که سال بد شد سپری که از سیاهی در دیار , نمانده دیگر اثری ز بستر سکوت خود ، ز لختی و بی ثمری به پا...
روز نو آمد که تا برپا و بی پروا به پیش سرنوشت ما و میهن بار دیگر دست خویش حق رسد یکسان به مردم تا رها از هر چه نیش مردم آزاد ، میهن آباد...
دوباره میرسد سحر ز هر دلیر این دیار ، رسیده است به ما خبر رود سیاهی هر زمان ، دوباره میرسد سحر اگرچه ظالمان کنون ، به ظلم و حیله مفتخر...
انگشت من شفا داد بشنو ز من چگونه ، انگشت من شفا داد انگشت من شفا را ، با خاک کربلا داد بیماری در مناجات ، با سرطان پروستات آماده عمل بود...
نمیدانم نمیدانم نمیدانم ، چه خواهد شد نمیدانم رها آیا شوم از درد ، رها از غم شود جانم نمیدانم اگر دردم ، چه دانم من ز درمانم و با این درد...
عاشقم من عاشقم من ، عاشقی بس بیقرارم عاشق این سرزمین و این دیارم گرچه گاهی کرده کورم ، کرده سحرم برده از دست ، عقل و هوش و اختیارم هرچه...
سکه مهر سکه مهر تو در قلک قلبی چو فتاد به که تا مانده خوش اندر دل و تا مانده بیاد ندهیم سکه و قلک همه بیهوده به باد نتوان جز به شکستن چو...
علیرضا کرمیخیرآبادی، زندانی امنیتی پس از ده روز کما در بیمارستان امام در حالیکه با دستبند و پایبند به تخت بسته شده بود، درگذشت یاد آوریم...
سیاستمداران هم ابدی نیستند.... تاچر در ٨٧ سالگی درگذشت ستمگر جا به جا سازد ، و جان مردمان بازد و اینسان درد و بند ما ، درون ریشه میماند ز...
یاد آوریم ز یاران ، افتاده دست مزدور در این شب سیاهی ، گردیم چو هاله ای نور همواره قهرمانند ، آزادگان غیور در سینه ها همیشه پر گشت ز عشق...
چه بنالم به خدا حال من از زار گذشت به کجا رو بکنم کار من از کار گذشت و خدا آمد و دید، رفت ولی هر چه بلاست سر من آمد و از هر چه تبهکار...
زاپاتا ز خاک درد زحمتکش ، به پا شد بی مهابا به یاد آور تو نامش را ، که بر جا هست زاپاتا ز درد فقر و ناداری ، و عمری رفته برباد به پا شد...
ماشین زمان را ساختم چونکه ماشین زمان را ساختم باشد به جا تا نشینم در تماشای جهان من هر کجا میدهم پندی به حوا من از آن سیب ریا میدهم پندی...
آزادگی ، مهر و امید کی بیارد زندگانی بر من و تو ارمغان بهتر از آزادگی ، مهر و امید در این جهان گر گذر کردیم ز عمق کوچه تردید و یاس قدر...
من نمیدانم ، نمیفهمم من نمیدانم ، نمیفهمم ، چرا تنها شدم من چرا تنها در این دنیای پر غوغا شدم چون خطای آفرینش گم شدم در زندگی بیصدا و...