top of page

Amir Laki (AHLI)

Home: Welcome
Search

که سال بد شد سپری

که سال بد شد سپری به پا شویم و متحد ، که سال بد شد سپری که از سیاهی در دیار , نمانده دیگر اثری ز بستر سکوت خود ، ز لختی و بی ثمری به پا...

روز نو آمد

روز نو آمد که تا برپا و بی پروا به پیش سرنوشت ما و میهن بار دیگر دست خویش حق رسد یکسان به مردم تا رها از هر چه نیش مردم آزاد ، میهن آباد...

دوباره میرسد سحر

دوباره میرسد سحر ز هر دلیر این دیار ، رسیده است به ما خبر رود سیاهی هر زمان ، دوباره میرسد سحر اگرچه ظالمان کنون ، به ظلم و حیله مفتخر...

انگشت من شفا داد

انگشت من شفا داد بشنو ز من چگونه ، انگشت من شفا داد انگشت من شفا را ، با خاک کربلا داد بیماری در مناجات ، با سرطان پروستات آماده عمل بود...

نمیدانم

نمیدانم نمیدانم نمیدانم ، چه خواهد شد نمیدانم رها آیا شوم از درد ، رها از غم شود جانم نمیدانم اگر دردم ، چه دانم من ز درمانم و با این درد...

عاشقم من

عاشقم من عاشقم من ، عاشقی بس بیقرارم عاشق این سرزمین و این دیارم گرچه گاهی کرده کورم ، کرده سحرم برده از دست ، عقل و هوش و اختیارم هرچه...

سکه مهر

سکه مهر سکه مهر تو در قلک قلبی چو فتاد به که تا مانده خوش اندر دل و تا مانده بیاد ندهیم سکه و قلک همه بیهوده به باد نتوان جز به شکستن چو...

علیرضا کرمی‌خیرآبادی

علیرضا کرمی‌خیرآبادی، زندانی امنیتی پس از ده روز کما در بیمارستان امام در حالیکه با دستبند و پایبند به تخت بسته شده بود، درگذشت یاد آوریم...

تاچر

سیاستمداران هم ابدی نیستند.... تاچر در ٨٧ سالگی درگذشت ستمگر جا به جا سازد ، و جان مردمان بازد و اینسان درد و بند ما ، درون ریشه میماند ز...

حسن میرزا خان

یاد آوریم ز یاران ، افتاده دست مزدور در این شب سیاهی ، گردیم چو هاله ای نور همواره قهرمانند ، آزادگان غیور در سینه ها همیشه پر گشت ز عشق...

حال من از زار گذشت

چه بنالم به خدا حال من از زار گذشت به کجا رو بکنم کار من از کار گذشت و خدا آمد و دید، رفت ولی هر چه بلاست سر من آمد و از هر چه تبهکار...

زاپاتا

زاپاتا ز خاک درد زحمتکش ، به پا شد بی مهابا به یاد آور تو نامش را ، که بر جا هست زاپاتا ز درد فقر و ناداری ، و عمری رفته برباد به پا شد...

ماشین زمان را ساختم

ماشین زمان را ساختم چونکه ماشین زمان را ساختم باشد به جا تا نشینم در تماشای جهان من هر کجا میدهم پندی به حوا من از آن سیب ریا میدهم پندی...

آزادگی ، مهر و امید

آزادگی ، مهر و امید کی بیارد زندگانی بر من و تو ارمغان بهتر از آزادگی ، مهر و امید در این جهان گر گذر کردیم ز عمق کوچه تردید و یاس قدر...

من نمیدانم ، نمیفهمم

من نمیدانم ، نمیفهمم من نمیدانم ، نمیفهمم ، چرا تنها شدم من چرا تنها در این دنیای پر غوغا شدم چون خطای آفرینش گم شدم در زندگی بیصدا و...

Home: Blog2

Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page