بلوچستان هم زلزله آمد
در بلوچستان هم زلزله آمد اما سقف هیچ مدرسه ویرانه نشد در غوغا شکر کردم همه جا گرچه خدای یکتا سقف کی داشت ولی مدرسه ای در آنجا اهلی زلزله...
Amir Laki (AHLI)

در بلوچستان هم زلزله آمد اما سقف هیچ مدرسه ویرانه نشد در غوغا شکر کردم همه جا گرچه خدای یکتا سقف کی داشت ولی مدرسه ای در آنجا اهلی زلزله...
این چه مدیر است آنجا که سیاهی زمان تیره چو قیر است کی جای سخن از هنر و عدل مدیر است؟ گفتند زخدا هست که کنون سقف تو برجاست سقفی که نداشت...
شیرت بکن حلالم مادر چرا خموشی ، پس با که من بنالم مادر گرسنه هستم ، شیرت بکن حلالم هستی تو خاک جانم ، سرچشمه زلالم در آب و خاک جانت ، من...
من خسته ام و بیزار دستان کوچک من ، هرگز نمانده بیکار اما دلم گرفته ، راهم چو گشته دشوار من مانده ام چو تنها ، بی سرپناه و غمخوار آیا منم...
برای من باش افسوس مخور ، مگو تو ایکاش یک لحظه بیا برای من باش در این خفقان و بند و زندان یک لحظه بیا صدای من باش در شهر بدون شور و شادی...
در سمت راست، دو برادر تروریست مسلمان چچن (که از ١٢ سال پیش با خانواده در آمریکا پناهنده هستند)، تامرلان و ژوخر (جوهر) سارنایف ، برادر...
گرفتارم هوای درد دل دارم که در بندم ، گرفتارم در این زندان که بیزارم نه خوابم من نه بیدارم امید است گرچه ابزارم که میآید به تیمارم ؟...
هر گوشه غمی نهفته در این غوغا دل بشکند از قصه این انسان ها هر گوشه دلیریست که گردد برپا آزادگی و حق و عدالت جویا اهلی فعالان در تبعید:...
کجا بهتر امامی از این بهتر کجا یابی تو نامی از این بهتر کجا باشد امامی که فرزند امام است گرچه سلطان کجا باشد سزاوارش کلامی عموی صاحب روز...
تبریز سخن چون آید از ایران زمین ، این ملک زرخیز چه شهری بوده در آزادگی ها به ز تبریز و در تاریک شب های پلیدی و غم انگیز همیشه سوی آزادی...
قدرت به دست زنهاست قدرت به دست زنهاست ، در کشور من ایران در زیر سلطه زن ، مردان همیشه ویران ! از بی حجابی زن ، مردان شوند پریشان گردیده...
به یاد همه زنان مبارز ، زحمتکش ، آزادیخواه و ستمدیده ، به امید دنیایی بهتر، روز نبرد حق بر انسانها خجسته باد امروز روز زن هست روزی که حق...
گر هست خاک فرصت ، همواره زن شکوفاست روییده چون نهالی ، همواره ریشه برجاست هر گوشه ای ز دنیا ، این ریشه ها هویداست این ریشه ها چه زیباست ،...
غم و دردی که زن دارد ، فقط زن در جهان داند و گر مردی تو را گوید ، که میداند ، چه میداند سیه بود آن دل چرکین ، و پر از حیله ننگین که مردان...
دست ناپاکی چو پرپر کرد ندا را بی امان از پی اش آمد به جان هر سو نداها بیگمان کی بمیرد آن ندای میهن ایرانیان این ندا برجا بماند در دل...