هنرمند که بود
هنرمند که بود من ندانم که هنرمند در این دوره که بود گر که در خدمت آزادگی و خلق نبود تیغ ظلم آمده بر سینه مردم چو فرود چه هنر بوده که هر...
Amir Laki (AHLI)

هنرمند که بود من ندانم که هنرمند در این دوره که بود گر که در خدمت آزادگی و خلق نبود تیغ ظلم آمده بر سینه مردم چو فرود چه هنر بوده که هر...
امید من امید هستم به هر چه ناامید من امید هستم امید هستم امید چون سیاهی ها بسی جانها درید من امید هستم به دلهای سپید در زمان یاس و اندوه...
اردبیل پر منظره و طبیعتی چون رویا استان شمال غرب ، بوده اردبیل نامیده شده شهر مقدس ز قدیم شهریست کهن و نام آن آرتاویل رود قره سو ،...
شهریورگان مرداد میرود تا رسد شهریور شادمان جشنی دگر ز ره رسد در شهریورگان روز چهارم است از ماه چهارم ایرانیان پیچیده در هوا بوی آرزوهای...
ریشه بیماری ای هموطنم خبر ز میهن داری؟ پر گشته ز درد و جهل و هر بیماری هر روز رسیده بر کسی آزاری هر گوشه شده خون عزیزی جاری فحشا ست و...
پور سینا در فلسفه ، پزشکی، شعر و هنر و رویا کی هست کسی به دنیا ، فردی چو پور سینا این یادگار دوران ، ایرانی از بخارا فیلسوف، پزشک و شاعر،...
کاش میشد خاطرات درد خود از یاد برد خاطرات خوش به یاد آورد وهرگزغم نخورد گر به دنیا آمدیم آزاد و شد بندی به پا کاش میشد رفت از این دنیا...
لب دریا فصل تابستان و سوزان شد به ناگه این هوا من شدم از گرمی سوزنده اش بس بی نوا آمدم من تا لب دریا کنم روزی شنا در عجب ماندم ندیدم چهره...
جز مهر آدمیت جرمش چه بود ورزنده در چهره ویرانی ، با جان و دل سازنده افتاده گرچه در بند ، کی بوده او بازنده یادش همیشه برجاست در این ره...
میکنم دستم به سوی آسمان من در عبادت مینهم دستم به روی چشم و دل من از ارادت از ارادت بر زنان و دین و ایمانم کنون من مینهم دستم به آنجایی...
یک خانه شود ساخته از کاهگل و خشت یک خانه ز سنگ است ولی صاحب آن زشت ویران شده گر خانه خشت هست به جا سنگ با من تو مگو کار خدا بوده که بنوشت...
این جهل چه روا هست ویرانی در عالم اگر از خشم خدا هست از خود تو بپرس مسجد ویرانه چرا هست ویرانی مسجد اگر از خشم خدا بود از خود تو بپرس...
نسیم نسیمی تازه آید سوی زندان کجا هستم ولی شادان و خندان چو هستند ای بسی در بند شیطان زنان شیردل ، آزاده مردان خبر آرد ز بس دلهای ویران ز...
شعر است یا خورشت گر کسی گوید که شعرم نارسا باشد و زشت ور که میداند کلامش بوده از باغ بهشت دست او بوسم اگر در جای هر نقد و سخن با کلام خود...
از زمین و آسمان بر ما چرا غم میرسد مانده ایم در انتظار شاید که مرحم میرسد گرچه روزی نوبت شادی ما هم میرسد تا که بر جا مانده ایم همواره...