top of page

Amir Laki (AHLI)

Home: Welcome
Search

هنرمند که بود

هنرمند که بود من ندانم که هنرمند در این دوره که بود گر که در خدمت آزادگی و خلق نبود تیغ ظلم آمده بر سینه مردم چو فرود چه هنر بوده که هر...

امید

امید من امید هستم به هر چه ناامید من امید هستم امید هستم امید چون سیاهی ها بسی جانها درید من امید هستم به دلهای سپید در زمان یاس و اندوه...

اردبیل

اردبیل پر منظره و طبیعتی چون رویا استان شمال غرب ، بوده اردبیل نامیده شده شهر مقدس ز قدیم شهریست کهن و نام آن آرتاویل رود قره سو ،...

شهریورگان

شهریورگان مرداد میرود تا رسد شهریور شادمان جشنی دگر ز ره رسد در شهریورگان روز چهارم است از ماه چهارم ایرانیان پیچیده در هوا بوی آرزوهای...

ریشه بیماری

ریشه بیماری ای هموطنم خبر ز میهن داری؟ پر گشته ز درد و جهل و هر بیماری هر روز رسیده بر کسی آزاری هر گوشه شده خون عزیزی جاری فحشا ست و...

پور سینا

پور سینا در فلسفه ، پزشکی، شعر و هنر و رویا کی هست کسی به دنیا ، فردی چو پور سینا این یادگار دوران ، ایرانی از بخارا فیلسوف، پزشک و شاعر،...

خاطرات درد

کاش میشد خاطرات درد خود از یاد برد خاطرات خوش به یاد آورد وهرگزغم نخورد گر به دنیا آمدیم آزاد و شد بندی به پا کاش میشد رفت از این دنیا...

لب دریا

لب دریا فصل تابستان و سوزان شد به ناگه این هوا من شدم از گرمی سوزنده اش بس بی نوا آمدم من تا لب دریا کنم روزی شنا در عجب ماندم ندیدم چهره...

آرتمیس ورزنده

جز مهر آدمیت جرمش چه بود ورزنده در چهره ویرانی ، با جان و دل سازنده افتاده گرچه در بند ، کی بوده او بازنده یادش همیشه برجاست در این ره...

مینهم دستم

میکنم دستم به سوی آسمان من در عبادت مینهم دستم به روی چشم و دل من از ارادت از ارادت بر زنان و دین و ایمانم کنون من مینهم دستم به آنجایی...

کاهگل و خشت

یک خانه شود ساخته از کاهگل و خشت یک خانه ز سنگ است ولی صاحب آن زشت ویران شده گر خانه خشت هست به جا سنگ با من تو مگو کار خدا بوده که بنوشت...

این جهل چه روا هست

این جهل چه روا هست ویرانی در عالم اگر از خشم خدا هست از خود تو بپرس مسجد ویرانه چرا هست ویرانی مسجد اگر از خشم خدا بود از خود تو بپرس...

نسیم سلطان‌بیگی

نسیم نسیمی تازه آید سوی زندان کجا هستم ولی شادان و خندان چو هستند ای بسی در بند شیطان زنان شیردل ، آزاده مردان خبر آرد ز بس دلهای ویران ز...

شعر است یا خورشت

شعر است یا خورشت گر کسی گوید که شعرم نارسا باشد و زشت ور که میداند کلامش بوده از باغ بهشت دست او بوسم اگر در جای هر نقد و سخن با کلام خود...

همواره ماتم میرسد

از زمین و آسمان بر ما چرا غم میرسد مانده ایم در انتظار شاید که مرحم میرسد گرچه روزی نوبت شادی ما هم میرسد تا که بر جا مانده ایم همواره...

Home: Blog2

Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page