دردی سنگین
دردی سنگین یک بار دگر نشسته ام بس غمگین یک بار دگر به یاد دردی سنگین مردم همه خسته دل و هستند مسکین دلها همه غرق خون و عمری چرکین عمری ز...
Amir Laki (AHLI)

دردی سنگین یک بار دگر نشسته ام بس غمگین یک بار دگر به یاد دردی سنگین مردم همه خسته دل و هستند مسکین دلها همه غرق خون و عمری چرکین عمری ز...
من ندارم گفتنی... من ندارم گفتنی دیگر ز جان خسته ام من ندارم ناله ای از این دل بشکسته ام خسته هستم من کنون از ناتوانیهای خویش گر که...
گرد هم گر آمدید یاران که خوشحالی کنید جای من را هم میان دوستان خالی کنید هر چه مهر است توشه سازید در ره آزادگی هر چه نفرت هست به گور و...
برگشته ام در خموشی های تاران گر دمی سرگشته ام تا لب مرگ رفته و بار دگر برگشته ام دردها در سینه پنهان است و جای ناله نیست سینه پر شد گرچه...
آمد زمانم کنون یادم کنید ای دوستانم که تا منهم گلی از بوستانم نمانید منتظر تا روز مرگم که تا پرپر شود گلهای جانم که تا گویید که خالی...
از محبت خارها گل میشوند لاله، نسرین ، یاس و سنبل میشوند بی محبت ، قلبهای همچو سنگ ناگهان بی مایه و شل میشوند اهلی
نفس دیگر ندارم در اینجا یک نفس دیگر ندارم , هوایی نیست نفس گر من ندارم در این آوار ظلم و حق کشیها , توانی من دگر در تن ندارم چه سود دیدم...
یار خوش است امروز اگر به نام دلدار خوش است امشب چو سخن به یاد یک یار خوش است این روز مرا یار ، نژاد بشر است انسانیت، آزادگی، اینبار خوش...
همسرم زندگانی داده از مهر گرچه ای بس زیورم من چه خرسندم که دارم یاوری در همسرم دلخوشم از جای پای مهر قلب مادرم خوش که عشقش بوده از آغاز...
Valentine? Let us dine drink wine, I'll be yours; you'll be mine come on be my valentine This is fine, this is fine... Is this fine? A...
هوای میهن ------------- دلم کرده هوای میهن امروز دلم خواهد که بینم هر شب و روز وطن سرتاسرش آزاد و بهروز دلم خواهد که میهن گشته پیروز دلم...
هر قطره که میبارد ، هر گوشه و در هر جا شاید که شود موجی ، شاید که شود دریا آزادی انسانها ، کی بوده فقط رویا گر من و تو برپاییم ، آزاده و...
برف میبارد .... برف میبارد و ما در دل هوایی از طراوت میکنیم ما به امید صفا و پاکی و مهر برف بازی میکنیم در هوای نفرت آلود صحبت از مهر و...
میهن پرستان --------------- میهن و میهن پرستان نیستند هرگز جدا گرچه گاهی میشویم گم در دل بی راهه ها گاه میهن برده از یاد، میشویم ما خود...
غافلم یا عاقلم گر تو بینی من ز یار و همسرم گه غافلم مهر انسانیت است و مهر میهن در دلم چونکه مهر آکنده سازد این تن و روح مرا مهر میگردد...
با هم کنیم پروازی دارم کنون رویایی ، خوانم کنون آوازی تا بر فراز دریا ، با هم کنیم پروازی پرواز من از شادیست، انسانیت، آزادیست آواز من ز...
دزد احساس شرم است بر آنکه کرده با هر دل و جان بازی آن حیله کار بی شرم آن پست از خود راضی آنکس که بویی از مهر هرگز نبرده هرگز پنهان نموده...
شده این سینه پر از دلهره خشکیده لبم تو بخر این گل سرخم و بده نان شبم گرچه بینم ز نگاهت همه نفرت همه خشم تو بگیر این گل و لبخند بزن نان...
من نمیدانم ، نمیفهمم من نمیدانم ، نمیفهمم ، چرا تنها شدم من چرا تنها در این دنیای پر غوغا شدم چون خطای آفرینش گم شدم در زندگی بیصدا و...
انتظار گه نمیدانم چرا بنشسته ام من بی قرار از خودم یا دیگران است آنچه دارم انتظار بیقرار و منتظر گه در سکوت گه با هوار یک نفس از یک هوای...