چشمانم ندید
هر طرف پرپر گلی شد گرچه چشمانم ندید هر طرف فریادی از درد کی ولی گوشم شنید پر ز دردم اینچنین انسانیت از من گریخت در سکوت من چه آسان هر طرف...
Amir Laki (AHLI)

هر طرف پرپر گلی شد گرچه چشمانم ندید هر طرف فریادی از درد کی ولی گوشم شنید پر ز دردم اینچنین انسانیت از من گریخت در سکوت من چه آسان هر طرف...
انسانیت از من گریخت هر طرف پر شد ستم من بیصدا پنهان شدم گه ز شادی گه ز وحشت من چه بی وجدان شدم شرمگینم چون دمی انسانیت از من گریخت بی خبر...
زنجیر شد ماه محرم و پر است از تعبیر جمعی به سر و سینه زنند با زنجیر از سوی دگر عیان شده این تزویر چشمان شده باز و شده روشن تصویر کمتر شده...
انزوا ما ز دست دشمن نامرئی خود هر کجا در بروی خود ببستیم تک به تک در انزوا اندک اندک گم شدند بس چهره ها در سایه ها ناامیدی شد چو قفلی بر...
بر چسب --------------- چو آمد لحظه ای آزادی خلق به پا شد حیله ها و دوز ناحق به ناگه فتنه بر پا شد ز هر سو به پا از فتنه ها شد بر بدن مو...
من نمیدانم ، نمیفهمم من نمیدانم ، نمیفهمم ، چرا تنها شدم من چرا تنها در این دنیای پر غوغا شدم چون خطای آفرینش گم شدم در زندگی بیصدا و...
تو کردی چنان رها کن تو اندوه و شادی کنان در این زندگانی فقط خوش بمان بنوش و بخور هر چه هست این زمان ببند هر دو گوش و ببند دیدگان رها کن...
شد به پا آزاده از جان تا که دانند خائنان روز برپایی رسد بر مردمان هم بیگمان بر من و توست تا بیاریم نامشان را بر زبان بر من و توست قصه شان...
کفش تان را برق میاندازم اینجا مردمان تا شوید تک تک پی رویای خود هر سو روان سقف رویاهای من اما چو باشد آسمان پر زنم روزی من آنجا گرچه بر...
ریشه ها ی ناپاک دست ناپاکی که هست بر کودکان حاصل است از ریشه ها در این مکان رنج و درد است هر طرف بر مردمان ای بسی هست آشکار و بس نهان...
شادم از آنکه لبخند , بر چهره ام نهادی دانم که وقت شادی , خواهد گذشت چو بادی شادم که مانده در یاد , این لحظه های شادی روزی دوباره با هم ,...
فانوس گفتنی ها دارم اینجا بیگمان ای بس از ایران و ای بس از جهان از دو بیتی ها و تا آوای مهر یا که از جان و خرد دارم نشان ترس و نادانی...
جنگلهای زاگرس جنگل زیبای کشور پس گناهش از چه بود هر چه بود از زندگانی چون در آن یکباره سوخت خرس مادر ناله میکرد چونکه جانش شد کباب نیمه...
میهن ما از چه سوخت؟ ارمغان دین و دولت دوزخ است در کشورم هر چه بود در زندگانی چون در آن یکباره سوخت پاره پاره گرچه شد جانها در اینجا...
گرچه در جانم فتاد درد و عذابی بیکران گرچه افتادم به دست هر چه ناپاک است چنان کی پشیمانم ز راهم بر علیهه ظالمان درس آزادی گرفتم چون من از...
نیروی شجاعت ----------------- یک سو شده مردم همگی گرم عبادت شیطان و خدا در ره خود کرده اطاعت از سوی دگر بس پی قدرت و ریاست گه تخت حکومت...
آزاده چه آسان جان داد ------------------------- در این همه ظلمت و زمان بیداد بر پا شده آزاده و آسان جان داد با نام دیانت و به نام ارشاد...
بال زنیم رو به هوا کاش میشد بزنیم بال و رویم رو به هوا که ز زنجیر و از این حیله خاک گشته رها کاش میشد که پیامی برسانیم به خدا و بپرسیم که...
بی مرگ و انتهایی ای مادرم که هر جا آغاز ماجرایی در ماجرای هستی بی مرگ و انتهایی مادر چرا تو رفتی از من چرا جدایی سرد است چرا تن تو مادر...
اسیر -------------- دو چشمانم پر از حسرت و گریان چو من بنشسته ام در کنج زندان منم مرغی اسیرم در زمستان اسیر میله های سرد و بی جان دلم...