سیاست پیشه
سیاست پیشه غم و درد فقیران را ، سیاست پیشه کی داند اگرچه هر زمان هر جا ، سرود همرهی خواند گهی آرد دوا گه درد ، گهی خواند تو را همدرد گهی...
Amir Laki (AHLI)

سیاست پیشه غم و درد فقیران را ، سیاست پیشه کی داند اگرچه هر زمان هر جا ، سرود همرهی خواند گهی آرد دوا گه درد ، گهی خواند تو را همدرد گهی...
نهاد بر علیهه هر چه ناحقی و هر چه نارواست هر کجا بر پا کنیم از اعتراض ما یک نهاد هر کجا باید نهادی ساخت بر ضد ستم بر علیهه فقر و بیکاری و...
زندگی شد تخته نرد در بازی بیگانگان مردمان چون مهره گردیدند فقیهان همچو تاس سرنوشت ما چرا باید نباشد دست ما تا به کی در دست هر بیگانه و هر...
بر ما سواری میکند بر خدا دل بسته بودیم ، منتظر ، بر ما چه یاری میکند کس نداند کی شود بیدار و بر ما کردگاری میکند هر ستمگر هم به نامش سهل...
پناهندگی گریزان, به امید آزادگی نصیبم شد این دم پناهندگی رها کرده هر خانه و زندگی شده در بدر با سراسیمگی جدا از عزیزان و دلبستگی رها یم ز...
راز نهان هر کسی در سینه پنهان کرده رازی بیگمان ای بسی هم راز پنهان هست ز مردم در جهان گرچه بس اسرار عالم هست به جا در کهکشان ای بسی گردد...
از زیر خاک ، در زیر آب گه در سکوت بنشسته ایم ، با سستی خود مانده خواب گه بشنویم از جان و دل ، فریاد ها در زیر آب بر جا چو هستند تشنه ها ،...
سیل آمد و در لحظه برخورد انسانیت از دیار ما برد وین سیل سیاهی و تباهی بس پرپر و دلها همه افشرد مردان و زنان و کودکان را در عمق سیاهی اش...
گرچه داری غم به دل اشکی به دیده این زمان گرچه پنداری که پر شد سینه با درد نهان گرچه پنداری تو خود پر دردتر از دیگران هر زمان باشد ز تو...
یاد آر ز گیلان که کنون غرق در آب است بر آن ز زمین و ز هوا رنج و عذاب است امید به اصلاح به دل ار هست سراب است بنیاد تباهیست که از پایه...
وقت آن آمد که تا با هم شویم تا به درد همدگر مرحم شویم وقت آن آمد که تا با همدگر ما ز جمع نفرت و غم کم شویم وقت آن آمد که با آغوش باز بر...
ایران من ، ایران تو من عاشقم بر خاک تو ، هر گوشه، هر استان تو خواهم که یکسان و رها ، ایران من ، ایران تو از آن خراسان بزرگ ، سیستان...
تو فرزندم کجا هستی تو فرزندم کجا هستی ، چو من خیره به در هستم اگر در دست جلادی ، پر از خون جگر هستم شکستم من ولی از خشم ، کنون من شعله ور...
دو روی سکه زانچه میبینی در ایران و عراق و سوریه شیعه و سنی دریغا چون دو روی سکه هست گر که دینت قاصد مهر است و حق از خود بپرس جان انسانها...
در گور زمان که پر کشیدند جانها من منتظرم که تا رسند انسانها این لحظه که مانده دربدر در سرما در حسرت و درد و ناامید بی رویا ایکاش که بشنوی...
منم در اوج فقر در این زمانه فقط در خواب بینم نان و خانه به یاد چهره های کودکانه که هستند منتظر بس عاجزانه برای زندگی دارم بهانه که جویم...
آخوند کتک خورده آخوند کتک خورده ، از ما تو چه آزرده این دم ز چه مینالی ، آخوند کتک خورده از حق تو چه میدانی ، بر باد اگر دادی هر آنچه که...
آشیانه چو مرغی هست بدور از آشیانه به امیدی که یابد کرم و دانه به یاد جوجه ها هست کنج لانه که هر سو پر کشد بس عاجزانه و گر صیاد بی رحم...
دیوار زنی لخت شد و ایران گشته بیدار و خبردار ولی لخت کرده ایران را کسی کی گشته بیدار نماند نانی به روی سفره مردم مانده بیکار و راه...
از آزاده پیامی گوش شنوا بشنو از آزاده پیامی هم میهن ما هست نه جاسوس نظامی هر گوشه که آزاده به لب داشت کلامی با حیله و تهمت زدن افتاده...