چه آید بر سرم
چه آید بر سرم من نمیدانم ز فردا تا چه آید بر سرم من نمیدانم که خواهد رفت که ماند در برم من نمیدانم که گردد دشمنم یا یاورم در مسیر زندگانی...
Amir Laki (AHLI)

چه آید بر سرم من نمیدانم ز فردا تا چه آید بر سرم من نمیدانم که خواهد رفت که ماند در برم من نمیدانم که گردد دشمنم یا یاورم در مسیر زندگانی...
من ندارم گفتنی... من ندارم گفتنی دیگر ز جان خسته ام من ندارم ناله ای از این دل بشکسته ام خسته هستم من کنون از ناتوانیهای خویش گر که...
گر که دیدم ظلمت و تاریکی شیطانی ات کی ببندم من دلم بر قامت روحانی ات کی امیدی هست مرا از چهره نورانی ات گر که مهری از ولایت مانده بر...
شاخه های این ولایت کی بیابی در میان جانیان یک قلب صاف شاخه های این ولایت نیستند جز انحراف از دل دریای نوح و قله های کوه قاف ما ندانستیم...
برگشته ام در خموشی های تاران گر دمی سرگشته ام تا لب مرگ رفته و بار دگر برگشته ام دردها در سینه پنهان است و جای ناله نیست سینه پر شد گرچه...
صابر شربتی ای تو هم میهن که در ایران و یا در غربتی لحظه ای بنگر به این هم میهن خود شربتی نیمی از عمرش گذشت در بند تار ظالمان کشتن او در...
دزدی که آمد میهنم دزدی که آمد میهنم ، آمد برون از ریشه ها در ریشه جهل و ریا ، کی داند او شرم و حیا گر میرود این دزد ما ، دزدی دگر گردد به...
کی میهنم آگاه شد؟ من نمیدانم چه گویم قصه ام کوتاه شد سرزمین و میهن من همچو یک بنگاه شد یک طرف در چنگ ناپاکان حزب الله شد یک طرف بازیچه...
چرا پر زد و رفت؟ دشمن دیرینه آمد خانه مان در زد نرفت من ندانم از چه آزادی ما پر زد و رفت بشکند دستی که از نادانی اش در را گشود تا که او...
برف میبارد .... برف میبارد و ما در دل هوایی از طراوت میکنیم ما به امید صفا و پاکی و مهر برف بازی میکنیم در هوای نفرت آلود صحبت از مهر و...
انتحار هر طرف تاریکی و غم ، بنگرم چون در دیار فقر و بدبختی و فحشا ، اعتیاد و سر بدار گه سکوتی مرگبار است ، گه صدایی از هوار نا امیدم من ز...
خواهم که زنده مانم خواهم شوم به پا من ، با هر چه در توانم خواهم سروده ای از ، آزادگی بخوانم مرگ است همیشه ناچیز ، آزاده گر بمانم گر هست...
اسفند دلها پر از اندوهند ، جانها همه پر دردند بسیار شنیدیم ما ، افسانه که بس تلخند کی رفت ز یاد من ، هر بار از آن سوگند سوگند بر ایرانم ،...
میهن پرستان --------------- میهن و میهن پرستان نیستند هرگز جدا گرچه گاهی میشویم گم در دل بی راهه ها گاه میهن برده از یاد، میشویم ما خود...
فرزندان شیطانیم آخوند هستیم و مفتخور ، ما دزدان ایرانیم ما جانی و ستمگر ، فرزندان شیطانیم از شیطان هستیم اما ، ما هدیه از یزدانیم با نام...
بیخانمان هر کسی در جستجوی جای خود هست در جهان هر کجا و هر کس اما جز من بیخانمان در خیابان در پی نان گشته هر روز من روان چون رسد شب در...
در بند اگر آزدگان این دم به بندند درون بند بر ما پر ز پندند چو میتابند به راه ما چنان شمع پر از عشقند و با روحی قشنگند چو اسب سرکش و...
صد درود بر آنکه در آزادگی جان بر کف است کی نصیبش گرچه از مهمانی و ساز و دف است خوش ز همراهی همدرد است و با آزادگان صد عجب راهی به زندان...
شرم است بر ما ------------------- شرم است اگر نشسته ایم ما بر جا امروز دلم شکست و شرم است بر ما در سینه پر از غم است و زخم است دلها شرم...
همسفر در آزادگی در بند ، و کس نگیرد از من خبری ایوای اگر ز من نماند اثری من حاصلی ام ز دولت حیله گری از رژیم ناحقی و عصر حجری چون هست...