top of page

Amir Laki (AHLI)

Home: Welcome
Search

نهاد

نهاد بر علیهه هر چه ناحقی و هر چه نارواست هر کجا بر پا کنیم از اعتراض ما یک نهاد هر کجا باید نهادی ساخت بر ضد ستم بر علیهه فقر و بیکاری و...

خبر منحوس اختلاس

یک طرف پر کرده جیب و سوی دیگر اختلاس این تعفن چونکه هست در ریشه ها و از اساس مشت اینان باز و گر باز است دو چشم مردمان میرسد پایان عمر این...

زندگی شد تخته نرد

زندگی شد تخته نرد در بازی بیگانگان مردمان چون مهره گردیدند فقیهان همچو تاس سرنوشت ما چرا باید نباشد دست ما تا به کی در دست هر بیگانه و هر...

گل نسرین

گل نسرین آن گلی را که نمودیم همه جا ما تحسین یک گل پاک و سپید است و نامش نسرین گرچه از جنس گل سرخ ولی کی رنگین رنگ سرخش ز درون بود و دلی...

میروم به زندان

قللبم شکست نگفتم ، بر مادر فداکار در راه آسمانها ، از من خدا نگهدار قلبم شکست کنون از ، بدرود با عزیزان چون میروم به زندان ، چون میروم...

بر ما سواری میکند

بر ما سواری میکند بر خدا دل بسته بودیم ، منتظر ، بر ما چه یاری میکند کس نداند کی شود بیدار و بر ما کردگاری میکند هر ستمگر هم به نامش سهل...

کاسب ایمان

کاسب ایمان چه آسان با ریاکاری غنود باور ما را چو دزدید ما کماکان در سجود هر کجا پر کرده جیب درها بروی خود گشود سهم ما ویرانی و مرگ بود و...

پناهندگی

پناهندگی گریزان, به امید آزادگی نصیبم شد این دم پناهندگی رها کرده هر خانه و زندگی شده در بدر با سراسیمگی جدا از عزیزان و دلبستگی رها یم ز...

راز نهان

راز نهان هر کسی در سینه پنهان کرده رازی بیگمان ای بسی هم راز پنهان هست ز مردم در جهان گرچه بس اسرار عالم هست به جا در کهکشان ای بسی گردد...

مهوش شهریاری

مهوش شهریاری مهوش شهریاری ، بدان که افتخاری اگر شکسته جانت ، نبوده این ز خواری اگر که هموطن هست به بند و چوب داری چرا به جا نشسته ، و...

از زیر خاک ، در زیر آب

از زیر خاک ، در زیر آب گه در سکوت بنشسته ایم ، با سستی خود مانده خواب گه بشنویم از جان و دل ، فریاد ها در زیر آب بر جا چو هستند تشنه ها ،...

سیل آمد

سیل آمد و در لحظه برخورد انسانیت از دیار ما برد وین سیل سیاهی و تباهی بس پرپر و دلها همه افشرد مردان و زنان و کودکان را در عمق سیاهی اش...

توفان در پاکستان

28 September 2012 · توفان در پاکستان موجب مرگ صدها نفر و آوارگی میلیونها شد در این کره غمزده خاکی چو یک خلق صدا کرد پاسخ بدهیم بر همه...

آزاده بسیار

چه خوشبختم که دانم هر طرف آزاده بسیار و بر ما هست که تا این دم کنیم هر کس خبردار کجا آزاده باشد بند و دار خود سزاوار بیا همره شویم این دم...

آب و آتش

گشته این دم زندگانی همچو کابوس من به خواب یک طرف سیل است و یک سو آتش است در منجلاب من نمیدانم که آتش یار من هست یا که آب هر امید من به آب...

Home: Blog2

Subscribe Form

©2020 by Amir Ahli Laki. Proudly created with Wix.com

bottom of page