پر دردتر از دیگران
گرچه داری غم به دل اشکی به دیده این زمان گرچه پنداری که پر شد سینه با درد نهان گرچه پنداری تو خود پر دردتر از دیگران هر زمان باشد ز تو...
Amir Laki (AHLI)

گرچه داری غم به دل اشکی به دیده این زمان گرچه پنداری که پر شد سینه با درد نهان گرچه پنداری تو خود پر دردتر از دیگران هر زمان باشد ز تو...
از کوه که سرازیر نشد بر سر این دشت سیل است و باران که لحافی شده بر رشت سیل آمده بود قبلا و ما هیچ نکردیم دولت به تماشا بنشست فاجعه برگشت...
از حکمت عالم و خدا من به شگفتم از معجزه هست یا که بلا گر که کرختم این چرخ موتورم بود که قایق موتوری شد گر کار خدا بود و نبود من نگرفتم اهلی
یاد آر ز گیلان که کنون غرق در آب است بر آن ز زمین و ز هوا رنج و عذاب است امید به اصلاح به دل ار هست سراب است بنیاد تباهیست که از پایه...
وقت آن آمد که تا با هم شویم تا به درد همدگر مرحم شویم وقت آن آمد که تا با همدگر ما ز جمع نفرت و غم کم شویم وقت آن آمد که با آغوش باز بر...
شیراز شهر تاریخی و زیبایی و پر امکان ما شهر شعر و باغ و گلها و شراب شیراز ما شهر معماری و بازاری و پر عرفان ما شهر نقاشان , هنرمندان و...
ایران من ، ایران تو من عاشقم بر خاک تو ، هر گوشه، هر استان تو خواهم که یکسان و رها ، ایران من ، ایران تو از آن خراسان بزرگ ، سیستان...
تو فرزندم کجا هستی تو فرزندم کجا هستی ، چو من خیره به در هستم اگر در دست جلادی ، پر از خون جگر هستم شکستم من ولی از خشم ، کنون من شعله ور...
هر روز رسد خبر ز یک درد جدید امروز خبر ز حکم اعدام رسید شرم است اگر نشسته هر کس که شنید همراه شویم دهیم امیدی به سعید اهلی ولیالله صدیقی...
دو روی سکه زانچه میبینی در ایران و عراق و سوریه شیعه و سنی دریغا چون دو روی سکه هست گر که دینت قاصد مهر است و حق از خود بپرس جان انسانها...
در گور زمان که پر کشیدند جانها من منتظرم که تا رسند انسانها این لحظه که مانده دربدر در سرما در حسرت و درد و ناامید بی رویا ایکاش که بشنوی...
منم در اوج فقر در این زمانه فقط در خواب بینم نان و خانه به یاد چهره های کودکانه که هستند منتظر بس عاجزانه برای زندگی دارم بهانه که جویم...
آخوند کتک خورده آخوند کتک خورده ، از ما تو چه آزرده این دم ز چه مینالی ، آخوند کتک خورده از حق تو چه میدانی ، بر باد اگر دادی هر آنچه که...
آشیانه چو مرغی هست بدور از آشیانه به امیدی که یابد کرم و دانه به یاد جوجه ها هست کنج لانه که هر سو پر کشد بس عاجزانه و گر صیاد بی رحم...
صغرا درون بند زندان است ، شب و روزش شده تارا نمیدانم چه خواهد شد ، چه آید بر سر صغرا نه یک عکس و نه یک مطلب ، نمیبینم از او اینجا ولی از...