سپیده قلیان
سپیده قلیان نمیدانم چه گویم من کنون از درد ایران چه گویم از قلیان ها در این بیداد و هذیان چه بود جرم سپیده , جز کلام پاک وژدان چو یاری...
Amir Laki (AHLI)

سپیده قلیان نمیدانم چه گویم من کنون از درد ایران چه گویم از قلیان ها در این بیداد و هذیان چه بود جرم سپیده , جز کلام پاک وژدان چو یاری...
جای لبخند ت کنون درد است به این جان و دلم گرچه از این درد شود آزادگیها حاصلم میبرد من را بسوی آدمیت ها و مهر گرچه با لبخند تو همواره من...
چهره ماه گر بپوشاند زمین نامیم خسوف چهره خورشید گر پوشانده ماه نامیم کسوف چهره آخوند را پوشانده خواهر با حجاب گرچه نیکو هست مینامیم ما...
به یاد فرهاد در زادروزش ٢٩ دیماه.... کرده هر دم باغ مهرت زندگانی را چه شاد میروی این دم و مهر ما تو را همراه باد سالها مهرت چو جان خسته...
معلم آنکه فکرم داده میلاد که آموزد به ما تاریخ و بنیاد چگونه آب دیده گشته فولاد چگونه حاکمان ظالم افتاد اهلی دانش آموزان رامشير : معلمان...
فریب و حیله دهر است نه جادو هست نه اعجاز که هر دیو و ددی را کرده همچون یک پریناز به تیغ زور و با دزدیدن ایمان مردم رسیدند چون به قدرت هر...
کارگر هر روز و شب در کار سخت گرچه داریم ثروتی از گاز و نفت سهم زحمتکش به جیب ظالم است ثروت میهن چرا بر باد رفت اهلی بنابه گزارشات رسیده...
ای پاره جان بر نفسم شور و هوایی با هر نفست بر تن آزرده دوایی این لحظه در آغوش من و نیست بهایی فردا به وطن هدیه ز توست مهر و رهایی اهلی...
درد من من ز عمق سینه بیرون آرم هر احساس پاک درد خود را تا گذارم با شما در اشتراک گرچه گردد سینه گه انباری از اسرار غم میرسد روزی که این...
چشم زخم چشم زخم از دور ایام چون طلسم است در جهان دور باید چون بدارد هر چه بد هست دیدگان چشم بدچون مانده دور از ما و فرزندانمان ما بمانیم...
سعید عباسی کاسبی تهرانی و از سلسبیل کشته شد با تیر مزدوران سعید شرم باد بر بزدلان بی شرف چون پدر شد شاهد قتل پلید گرچه غلتید غرقه در...
پناهجوی ایرانی , آرزو الیاسی ,در سوییس در خطر برگردانده شدن چه از دستت برآید یا اگر داری تو امکانی نمانیم منتظر یاران که تا گردیده بحرانی...
کهریزک کشتند بسی زیر شکنجه بی شک کشتند به زیر بند چون کهریزک یاد آر ز قهرمانی رامین ها یاد آر اسیران و دلیران تک تک کهریزک شد هدیه مرگ از...
آخرین یکشنبه سپتامبر ، روز جهانی ناشنوایان ...همراه باشیم- تصویر از مدرسه ناشنوایان در تهران -- شنوایی گرچه کر ، از من تو را هست صدایی...
سیاست پیشه غم و درد فقیران را ، سیاست پیشه کی داند اگرچه هر زمان هر جا ، سرود همرهی خواند گهی آرد دوا گه درد ، گهی خواند تو را همدرد گهی...