حميد سمندريان
امروز بیا یاد کنیم ما ز حمید روزی که عجل بر در آن خانه رسید در زندگی اش اگرچه بس قافله دید افسوس که رفت و میهن آزاد ندید اهلی حميد...
Amir Laki (AHLI)

امروز بیا یاد کنیم ما ز حمید روزی که عجل بر در آن خانه رسید در زندگی اش اگرچه بس قافله دید افسوس که رفت و میهن آزاد ندید اهلی حميد...
اسیر -------------- دو چشمانم پر از حسرت و گریان چو من بنشسته ام در کنج زندان منم مرغی اسیرم در زمستان اسیر میله های سرد و بی جان دلم...
گر خدایی هست و بیند این غم ما خستگان با سکوت خود کجا یار است برای گشنگان گشنگان چون خیره هستند بر دهان دیگران پس چه باید داده پاسخ بر...
داداشی هر روز به جان خسته هست اوباشی امروز رسیده نوبت داداشی اوباش و هر نوکر و هر فراشی افتاده به جان او چه با فحاشی هر روز پزند برای...
میهن پرستم از آن روزی که خاکم جان به من داد منم ایرانی و میهن پرستم چه بودم من چه هستم ، هر چه باشم از این مهرم همیشه مست مستم چو پیمان...
برخیز ز داغ لعنت برخیز ز داغ لعنت خود ایران برخیز و به خاطر آور ایران از جان ای بس که به خاک و خون و یا در زندان میهن شده هر طرف خراب و...
بار دنیا گهی در زندگانی میشویم درمانده ، تنها و گاهی هر چه میبینیم شود یکباره زیبا گهی بر پشت خود داریم تمام بار دنیا و این سنگینی غم را...
یک زن بیهوش را آویختند بر چوب دار سوی دیگر دل سیاهان کرده با هم غارغار بیگناهی یک طرف گرید و نالد زار زار سوی دیگر میزنند جار از خدا و...
Amir Laki 18 July 2012 · دزدی که آمد خانه ام دزدی که آمد خانه ام ، آمد برون از ریشه ها در ریشه جهل و ریا ، کی داند او شرم و حیا گر...
دزدی که آمد میهنم دزدی که آمد میهنم ، آمد برون از ریشه ها در ریشه جهل و ریا ، کی داند او شرم و حیا گر میرود این دزد ما ، دزدی دگر گردد به...
دزد دزدی که درون خانه ام شد پیدا بر خانه تو رسد پس از من فردا بنشسته کمین مردمان در غوغا از محنت دیگران چو گردد دارا کبکی که سرش برون ز...
به دزدان وطن یاری مده با سکوت خود به دزدان وطن یاری مده گر نشستی بیصدا بیهوده دلداری مده گر نداری قصد پیکار با ریاکاران دهر بر من و بر...
راز باران من ندانم راز باران در کجاست راز باران در شروع و انتهاست گرچه صحرا با امیدش در دعاست راز باران کی نشانی از خداست راز باران فرق...
چه پرسی حالم ای دوست چه خوش آمده پرسی حالم گویی که فرشته ای شدی دنبالم بشکسته اگرچه لحظه ای این بالم جان بخشی مهر نموده به احوالم افتاده...
در سکوت ما چو ظالم دل ، به راه خود رود این زمان هم میهنانم ، وقت مخفی گاه نیست هاله امید، فروزان میشود از اتحاد چاره این جنبش ما، چند...