چه آمد بر سر من
چه آمد بر سر من نمیفهمم چه آمد بر سر من که آمد هر سیاهی بر در من کجا بشکسته جان و پیکر من ز آغازم و یا در آخر من چرا شد درد و غمها زیور...
Amir Laki (AHLI)

چه آمد بر سر من نمیفهمم چه آمد بر سر من که آمد هر سیاهی بر در من کجا بشکسته جان و پیکر من ز آغازم و یا در آخر من چرا شد درد و غمها زیور...
مهرگان از ره رسید بار دیگر مهرگان از ره رسید یاد یار مهربان از ره رسید ماه مهر است ، ماه عدل و ماه داد دادگر بر شاکیان از ره رسید بوی عطر...
تصویر جهل و نادان فارغ ز درس ایمان ، گردیده مست و شادان کی میرود ز خاطر ، تصویر روز پایان همراه آشنایان ، با رهروان و یاران آماده گشته از...
آرزویم آرزویم ثروت بسیار نیست آرزویم دیدن دلدار نیست آرزو دارم که در دنیای ما هیچکس از زندگی بیزار نیست آرزو دارم که هرگز سفره ای خالی از...
اگر که هموطن هست به بند و چوب داری چرا به جا نشسته ، و مانده در خماری وگر نشسته خاموش ، به گوشه یا کناری بگو که تا بدانم ، تو از کدام...
گر که روزی ارزشی داشت پول ایران در ریال ارزشش گم شد و شد در جیب ملایان حلال شد نشانی از سیاهی های ایران در زوال نان نماند بر سفره هامان...
قصه مریم فرجی, قصه ترانه موسوی هاست. شیر زنی برپا, جان و تنی پرپر شده در چنگ دژخیم بی وژدان با جواز از دین و دولتی پلید مریم فرجی از آتش...
شنگال کس نمیبیند چرا شنگال را نفرت مرگ آور چنگال را کس نمیبیند چرا اغفال را کشت و کشتار , غارت اموال را کس نمیپرسد چرا احوال را حال مردان...
آموزگار در سیاهی و تباهی در دل شبهای تار آنکه تابید بر ره من بوده یک آموزگار آنکه یادم داد ره از بیراهه در این روزگار گرچه کرد پایان و...
ایستاده ایم از من مپرس که در کجای زمان ایستاده ایم گر بیصدا و گر بی حیا با ظالمان ایستاده ایم رنج و ستمها پر شده در این جهان پر ز غم کو...
جای هر پرخاش نیست گر به جای اتحاد چیزی به جز پرخاش نیست سرنوشت ما بجز در دست هر کلاش نیست دولت مذهب برای مردمان جز آش نیست سفره خالی...
هر دو ماشین را بشویند گرچه یک کارواش نیست شستن ماشین در ایران بر زنان پاداش نیست گرچه یک کار است , برای دیده عیاش نیست پول نان هست گر به...
جایی از ایکاش نیست درد انسان را سرودن شعر بزم و ساز نیست نقش رنج و غم کشیدن کار هر نقاش نیست مستی آزادگی ها حاصل از امراض نیست باده اش...
اتحاد رهروان --------------- گرچه داریم راه و فکر خود همیشه ما به جان اتحاد در عمل را هست نیاز در این زمان گه سخن از چین و آمریکا ست و...
تنها تورا میخواهم از من مپرس که عیدی ، در سال نو چه خواهم عیدی برای هر سال ، تنها تورا میخواهم ای پاره وجودم ، از من چرا جدایی دانم چه...
نهاد و سازمان کی رسد از آسمان پیروزی بر ما ارمغان کی رسد پیروزی ما بی نهاد و سازمان کی توانند مردمان گردند رها از دشمنان گر نباشند در ره...
من چه خندانم کنون من که میسوزم کنون هم از برون و هم درون با من از لبخند چه میگویی ، چه خندانم کنون هر چه دارم من ز عمق سینه میارم برون تا...
تلخ و واژگون زندگی در کشور ما گشته تلخ و واژگون من چه گویم با تو از دردم ، از ایرانم کنون چون شدم من ظالمان را سوی قدرت رهنمون خود زدم...
شرخر اگر داری تو یک مشکل و هستی در پی شر بیاد آور ز دلال سیاهی ها و شرخر به زور مشت و تهدید و چماغ و تیغ و خنجر بگیریم حق ناحقی چو داریم...
که سال بد شد سپری به پا شویم و متحد ، که سال بد شد سپری که از سیاهی در دیار , نمانده دیگر اثری ز بستر سکوت خود ، ز لختی و بی ثمری به پا...