چهار فصل زندگی
چهار فصل زندگی چشم خود بگشوده در دنیایی از درماندگی بیخبر گاهی از آغاز ، تا ز ره پیری رسید فصل بازی بود و رویا عاری از پیچیدگی کودکی آمد...
Amir Laki (AHLI)

چهار فصل زندگی چشم خود بگشوده در دنیایی از درماندگی بیخبر گاهی از آغاز ، تا ز ره پیری رسید فصل بازی بود و رویا عاری از پیچیدگی کودکی آمد...
دیگر کسی غمم را ، در چهره ام نبیند دیگر مرا ز باغی ، از شاخه ای نچیند شاید خدا چنین خواست ، من را بیافریند اما عجب که این دم ، با من...
ای دوست ای دوست مبین چه مست در پروازم بشنیده شود در همه جا آوازم هر چند همه جا با همگان همسازم در دل به خدای پر ز صدها رازم در بازی مهر...
نفس مهر کاش میشد نفست یک نفسم میبخشید کاش میشد دل من با دل تو میرقصید تن من از تپش سینه پر دلهره ات در کنار تو و آن سینه تو میلرزید کاش...
و از یادم نخواهم برد چه گلهایی که در بستان ، ز تاریکی و غم پژمرد نمیبخشم ، نمیبخشم ، و از یادم نخواهم برد همیشه یاد دارم من ، ز جان هایی...
هتل اوین در این هتل ما خبری نیست ز دعوا شیرین شده لبها همه از شربت و حلوا از هم چو جدا ما نکنیم قلب عزیزان مادر پدر و همسر و کودک همه...
سنگ مزن ای دیو تباهی و پلید و دلسنگ بر پیکر پاک مادرم سنگ مزن با درد سیاهی وجودت این دم آینده و هستی مرا رنگ مزن گر مکتب و مذهب تو از...
از بشر یا آسمان ؟ گر که هست از آسمان هر آنچه نیک است در جهان آسمان هست موجب هر درد انسان بی گمان گر بشر هست موجب این دردهای بی کران آسمان...
تیرگان سیزده تیر است و آمد تیرگان جشنی از ایران زمین از باستان در گرامیداشت تیر جاودان ای بس است افسانه ها و داستان آرد آب چون زندگانی...
دوستی برایم این عکس را فرستاد, در مورد خانمی که در آشپزخانه پیامی برای همسرش گذاشت که هر شب به بهانه ای دیر به خانه میآمد.... ای شوهر...
در تماشا ما به تحسین بار دیگر زندگانی ، گشته زیبا گشته شیرین پر کشید آزاده هر سو ,تا رها از بند چرکین خسته از عمق تباهی ، خسته از آن داغ...
فصل خریت یکی خر شد ، یکی خر کرد ، یکی گیر خر افتاد در این فصل خریت ، عمر مردم رفته بر باد اگر خر شد و میداند و از آن گشته دلشاد رهایی...
هم میهنان همدردی در چهره بی عاری ، در چهره تو زردی هم میهنان همیاری ، هم میهنان همدردی در کشوری ثروتمند ، پر شد ز درد و دردمند شرم است از...
من که هستم؟ من که هستم، من که هستم، دردل وحشت نشستم از خودم پرسم که هستم ، زندگی را میپرستم گرچه من از ظلم خستم ، در سکوتم غرق و مستم از...
به پا خیزیم که روز وعده مان شد ------------------------------------- شنیدی گفته بودند آید آن روز که از ظلم و ستم آخر زمان شد نبود مهدی ،...
وطن ما را صدا کرد ز هر سو چون تباهی ریشه ها کرد چه ها با جان و با اندیشه ها کرد قلم بشکست و با آن جان و دل ها و هر شعر و سرودی نغمه ها...
مردم ایرانزمین خیزیم به پا ----------------------------- شاه حاکم رفت و ما یک دم رها قاتلان در جای او آه از خطا ماجرای ظلم ملایان جداست...
فاش شود رازیست نهان ز ما که گر فاش شود اندیشه رها شود ز جهل ، کاش شود گر فاش نشد و گر که ماندیم نادان این گردن ماست که سهم خفاش شود آینده...
مسجد شده مشهور نه از دین داران چاه اول صنعت دنیاست در آن نفت است و گاز که در دل کوهستان آلودگی اش به مردمان است تاوان اهلی...
بر تن خود جامه دریدم دستان همه پر پینه و از پشت خمیدم عمرم همه رفت گرچه از آن هیچ ندیدم روزی پی کار با همه موی سپیدم لرزید زمین ناگه و از...