ساز و قلم
ساز و قلم قلم و ساز به دستم دارم تا پیامی به شما بسپارم قلم از ساز دمی رقصان است ساز اما ز قلم گریان است لحظه ای چون بگشایم من بال ساز...
Amir Laki (AHLI)

ساز و قلم قلم و ساز به دستم دارم تا پیامی به شما بسپارم قلم از ساز دمی رقصان است ساز اما ز قلم گریان است لحظه ای چون بگشایم من بال ساز...
دردی سنگین یک بار دگر نشسته ام بس غمگین یک بار دگر به یاد دردی سنگین مردم همه خسته دل و هستند مسکین دلها همه غرق خون و عمری چرکین عمری ز...
من ندارم گفتنی... من ندارم گفتنی دیگر ز جان خسته ام من ندارم ناله ای از این دل بشکسته ام خسته هستم من کنون از ناتوانیهای خویش گر که...
برگشته ام در خموشی های تاران گر دمی سرگشته ام تا لب مرگ رفته و بار دگر برگشته ام دردها در سینه پنهان است و جای ناله نیست سینه پر شد گرچه...
کی میهنم آگاه شد؟ من نمیدانم چه گویم قصه ام کوتاه شد سرزمین و میهن من همچو یک بنگاه شد یک طرف در چنگ ناپاکان حزب الله شد یک طرف بازیچه...
خوشبختی ---------------------------------------------- اگر پرسی ز من معنای خوشبختی چه باشد بگویم من چه خوشبختم که شور بختی نباشد بمانیم...
شرکت نکن گرچه وقت انتخابات است ولی وحشت نکن بر حذر باش از فریب وحیله ها شرکت مکن گر هدف از انتخاب خوب و بد داری به دل میهن ما را اسیر دست...
چرا دیر یا زود پاسخی باید بجوییم و بسازیم این جهان چونکه امروز میتوانیم ما بسازیم این جهان فردا چرا من نمیدانم چرا از بی غذایی مرگ هست بر...
نمیترسم، نمیترسم نمیترسم، نمیترسم، چو سرها بوده بر دار نمیترسم ، نمیترسم ، چو خلقم شد گرفتار نمیترسم ، نمیترسم من از اعدام و سنگسار...
فصل جهالت ----------- تاریخ بشر پر شده از جهل و حماقت خونها که فرو ریخت در این فصل جهالت گه بوده به نامی ز خدا و ز عبادت گه بوده به نامی...
میروم من مدرسه! دانش آموزم روم من مدرسه درس دین دارم و درس هندسه میروم من مدرسه آن سوی آب همچو رویا هست تو گویی من به خواب میروم بالای...
فرزندان ایرانیم ما غنچه های گلزار ، بشکفته در بارانیم از ریشه های توفان ، فرزندان ایرانیم دزدیدند بابا ، مامان ، این دم ما در زندانیم با...
بهای جان چه هست من نمیدانم بهای جان یک انسان چه هست ارزش جان در وطن، در میهنم ایران چه هست پاره های جان انسان هر کجا افتاده چون ارزش یک...
یک خانواده در بند این قصه را که گویم ، غم در هوا پراکند یک خانه گشته پر درد، یک خانواده در بند پدر کنون به تبعید ، از کودکی چه ها دید...
پیامبر به نام خداوند بخشنده و مهربان اگر آفریدی و هستی خدای جهان و گر بار دیگر فرستی تو پیغمبران بگو تا پیامی ز مهر آورند ارمغان در عالم...
ناموس جاهلی هر کجا با نام ناموس بر زنان ظلم است ولی کی ز نامردان عالم بشکند هرگز دلی گه به نام پاکی و ناموس و نام افتخار یا به نام خطبه...
تقصیر این و آن نیست ایران سرای مهر است ، وین مهر را کران نیست بر جانیان و دزدان ، جایی در این مکان نیست با نام دین و مذهب ، این ظلم حقمان...
خوشم یا ناخوشم در شب یلدا ، شب نوروز و شبهای خوشم من نمیدانم چرا اینگونه مست و ناخوشم از زمین و آسمان همواره اینست پرسشم حکمت خلقت...
راه زندگی سالها من جستجو کردم چه با درماندگی تا بدانم من چه بود معنا و راه زندگی زندگی را گه ندانستم به جز دلداگی گرچه دارد دل شکستن ها و...
یکسان هرگز نبوده برتر، از یک نژاد و استان هر گوشه ای ز میهن ، مردم همیشه یکسان کردستان، کرماشان ، قم ,ایلام تا هرمزگان از فارس و اصفهان...