منشا پرواز
پرسی ز ولایت که چه بود منشا پرواز گوید ز سلیمان شده نوآوری آغاز هر گفته ز جهل است نه سرود است ونه اعجاز چون باد هوا بوده نبود منشا آواز...
Amir Laki (AHLI)

پرسی ز ولایت که چه بود منشا پرواز گوید ز سلیمان شده نوآوری آغاز هر گفته ز جهل است نه سرود است ونه اعجاز چون باد هوا بوده نبود منشا آواز...
I HEARD BERLIN --------------------- I heard Berlin, I heard a cry I heard people, young and old I smelled the pain in the air, although...
در سکوت رویا به من دمی نظر کن ، چو دارمت سخنها ز خانه ام گذر کن ، منم کنون چو تنها ز چشم بد اگرچه ، همیشه زشت و حاشا به چشم پاک و بینا ،...
کوسه ها ، ماهی ها ، آدمها اگر آدم شود روزی زمانی کوسه ماهی شود او مهربان تر هر کجا با هر چه ماهی بسازد جعبه ها محکم که گردند سرپناهی درون...
یخبندان اینجا که پر است ز درد و رنج و هذیان افسوس که بوده میهن ما ایران هر گوشه که بنگری دلی هست ویران امید ولی رسد ز ره یک انسان سرد است...
باران سنگ آه از این تاریخ انسان، چون سراسر گشته جنگ وز فریب آسمان، بس قلبها آمد به تنگ گه به جان آدمی افتاده با بیل و کلنگ گه دریده سینه...
یلدا پیروزی نور و روشنی بر شبها جشنی ست کهن ز میهن ما یلدا در نیمکره شمالی از این دنیا آغاز زمستان و شبی بس تارا یلداست بلندترین شب و بی...
تا سحر بنشینم یلداست شبی که تا سحر بنشینم سرشار چو از خاطره ای دیرینم ای بس که دراز است شب تاریکم تاریکترین ، ولی کجا غمگینم افسوس اگر...
بسمه الجبوری گر دمی از آدمیت در عبوری کی روا بود برده از یاد الجبوری گر تو انسانی و دارای شعوری بسمه در بند است مزن خود را به کوری درد...
چه شود این شب یلدا گر نباشد که برای همگان شده میهن چو پر از رنج و درمانده چو ما دل نگران گرچه دانم که رسد روز رهایی چو به پاییم من و تو...
مرگ ٨ کارگر زحمتکش و زخمی شدن بسیاری دیگر در اثر انفجار در معدن نزدیک طبس در عزا بار دیگر میهن من کرده تن رخت عزا بار دیگر کشته شد بس...
بٌشری المقطری زن شورشی یمن است. سی و سه ساله است. نویسنده ایی مطرح، ژورنالیستی شجاع و یکی از رهبران جنبش انقلابی یمن است. خودش را نویسنده...
من منتظرم شرم است مرا قلم بدستم لرزان من منتظرم که تا رسد یک انسان دردی که کنون نموده جانم ویران دردیست ز ریشه ها و شرم است از آن از ریشه...
سیران یگانه امروز که پی مدرسه گردیده روانه لبخند ز لبش پر زده سیران یگانه مادر پدر افتاده ز بیحالی و اندوه چشمان به در است آمده شاید که...
این گل که در این فاجعه پرپر شده امروز روزی ز دل خاک غمین کرده جوانه ظالم شده آنروز به دوزخ چو روانه لبخند به لبش آمده سیران یگانه اهلی...